محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
284
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نفاق انواع گوناگونى از گناه وجود دارد كه برخى از آنها درباره خدا و برخى درباره خويشتن و برخى ديگر درباره مردم هستند . گروهى از مردم ، هر سه نوع گناه را در خود جمع مىكنند و آنان همان منافقان هستند . كسى نمىتواند خدا را فريب دهد زيرا او از همه پنهانىها آگاه است ، اما فريب دادن مردم امرى ممكن و گناهى نابخشودنى است . نفاق پديدهاى اجتماعى است كه در زندگى فردى رخ نمىدهد . اين بيمارى اجتماعى در جوامعى كه فاصله طبقاتى بين آنها فراوان است ، بيشتر ديده مىشود و به همراه پيشرفت اين جوامع ، گسترش مىيابد و پيچيدهتر مىشود . از اينروى اين پديده را در دوره پيشرفته كنونى بيشتر مىبينيم . مستكبران به كشورهاى ايمن با شعار حمايت از اقليتها يورش مىبرند و به نام حفظ امنيت ، پايگاههاى نظامى براى استمرار تجاوزهاى خود بنا مىكنند و هزاران تن بمب بر سر زنان و مردان و كودكان و زيربناهاى اقتصادى مىريزند . آنان ادعا مىكنند كه مىخواهند خشونت و دشمنى را ريشهكن كنند و زير نام تجارت و هميارى به غارت ثروتهاى ديگران مىپردازند و زير پرچم تبليغ دين به تجسس در سرتاسر زمين مشغولند . آنان پيوسته توطئه مىچينند و اراده ملتها را از راه تاسيس مراكز فرهنگى و خبرگزارىها درهم مىكوبند . مزدوران و خيانتكاران زير پرچم مراكز خيريه و همايشهاى مذهبى گردهم مىآيند و اهداف شوم خود را دنبال مىكنند . اين جنايتها همگى به نام علم و دين و انسانيت انجام مىشود . از اين روى شاهد رواج نگرانى و نوميدى در بين همه گروههاى مردم در عصر